نغمه دانش آشتیانی، هفته‌نامه پنجره، شماره ۱۳۲: محسن پرویز همان قدر که نامش با معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیوند خورده است با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز نزدیکی بسیاری دارد؛ تا آن جا که پنج سال(دوره‌های نوزده تا بیست و سه) بر امور نمایشگاه کتاب، نظارت داشته است. یکی از ویژگهای بسیار مهم محسن پرویز خوش صحبتی است که به شکل گیری یک گفت و گو کمک می‌کند. با او به راحتی می‌شود کارنامه ربع قرن فعالیت نمایشگاه بین‌المللی کتاب را مرور کرد و از نقاط ضعف و قوت آن، از گذشته تا امروز، سخن گفت. برپایی بیست و پنجمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت ماه در مصلای تهران برگزار می‌شود دلیل شکل‌گیری این گفت و گو است. به این امید که مطالب مطرح شده در آن به بهبود وضعیت نشر کشور و برپایی بهتر این نمایشگاه کمک کند.

نمایشگاه کتاب در حالی ۲۵ ساله می‌شود که در دو سال اخیر، شما معاون فرهنگی وزارت ارشاد نبوده‌اید؛ اما همچنان فکر می‌کنم یکی از افرادی هستید که می‌توان کارنامه و تاریخچه نمایشگاه را با او مرور کرد. نخستین دوره نمایشگاه سال ۱۳۶۶ و در وضعی برگزار شد که کشور درگیر جنگ بود. آیا واقعاً آن سالها ضرورت برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب احساس می‌شد؟

نمایشگاه کتاب تهران در واقع در پاسخ به یک ضرورت راه‌اندازی شد و اگر تاریخچه ماجرا را بررسی کنید، می‌بینید که در دوره‌های اولیه بیشترین استقبال از بخش کتابهای خارجی و از سوی قشر دانشگاهی بود.

این افراد که برای تهیه کتابهای درسی مراجعه می‌کردند، در طول سالها باعث رونق نمایشگاه شدند. همچنین بخش دیگری از دانشگاهیان و حوزویان هم برای خرید کتابهای درسی به ناشران داخلی حاضر در نمایشگاه مراجعه می‌کردند. یکی دیگر از بخش‌های پررونق نمایشگاه که تا امروز هم رونق خود را حفظ کرده بخش کودک و نوجوان است. به هر حال در آن سالها تجربه ای در حال شکل‌گیری بود و اگر هم نقصی به چشم می‌خورد ناشی از بی تجربگی و مسائل مرتبط با حرکتی توأم با اصلاح بود.

اما نمایشگاه کتاب در گام‌های اول، حرکتی نوین بود که برای خیلی‌ها تعریف نشده بود و در اولویت برنامه‌های کلان کشور هم قرار نداشت.

برای این حوزه نوعی اولویت ایجاد شد تا کمک کار تهیه کتاب برای مراجعه کنندگان - که اکثر آنها هم قشر دانشگاهی بودند - باشد. نمایشگاه کتاب در آن سالها بیشتر در بخش خارجی کارکرد داشت و به همین دلیل هم در آن سالها اعتراض‌هایی از سوی ناشران داخلی صورت گرفت که وقتی نمونه یک کتاب را ناشر داخلی دارد، چرا باید نمونه خارجی آن بهتر و بیشتر فروخته شود. آنها این موضوع را لطمه‌ای به بازار نشر داخلی می‌دانستند.

اگر اشتباه نکنم، همین بحث‌ها و اعتراض‌ها به سیاست ثبت سفارش در نمایشگاه و تحویل کتاب در زمانی دیگر منجر شد.

در آن سالها قانونی گذاشته شد که اگر کتابی را هم ناشر داخلی و هم خارجی داشته باشند، خرید از ناشر داخلی در اولویت است و به همین منظور ثبت سفارش ایجاد شد که افراد در نمایشگاه خرید خود را ثبت می‌کردند و در زمان دیگری تحویل می‌گرفتند و در این فاصله مسأله مشابهت کتاب بررسی می‌شد. این شیوه مشکلاتی ایجاد کرد که به مرور، مسأله ثبت سفارش کتابهای خارجی به سمت تحویل در محل خرید رفت.

مشکلات بخش خارجی به همین موارد ختم نمی‌شد مراجعه کنندگان زیاد، ازدحام‌ها و تمام شدن کتابها هم بخشی از مسائل جانبی بود.

ناشران خارجی تعداد مشخصی کتاب برای نمایشگاه می‌آوردند. به همین دلیل بسیاری از کتابها در همان روزهای اول نمایشگاه تمام می‌شد و گاه بازار سیاه ایجاد می‌شد. مشکلاتی از این نوع تا نمایشگاه هجدهم وجود داشت و بعضا تا امروز هم باقی مانده است.

مشکلات بخش بین‌الملل به مرور برطرف شد؟

به نظرم از این مرحله گذر کرده و در بخش بین‌الملل به نقطه بهتری رسیده‌ایم. در حال حاضر بیشتر بازدیدها برای تهیه کتاب برای کتابخانه‌ها و آشنایی بیشتر با اتفاقات حوزه نشر است. ضمنا بخش فروش مستقیم ریالی گسترش یافته و رونق گرفته است.

اما هر قدر مراجعه کنندگان بخش خارجی نمایشگاه کم شدند، ازدحام در بخش ناشران داخلی بیشتر شد.

در بخش داخلی، ابتدا تعداد ناشران و کتابها زیاد نبود و اتفاقا با افزایش تعداد ناشران و کتابها مشکلاتی از نظر گنجایش فضا مطرح شد و فضای قبلی دیگر پاسخگو نبود.

افزایش روزافزون مراجعه کنندگان باعث معضلات ترافیکی در آن منطقه از شهر شده بود و هر قدر که جلو می‌رفتیم، ساختمانهای محل نمایشگاه بین‌المللی فرسوده تر می‌شدند.

بله یادم هست که از دوره‌های پانزدهم - شانزدهم دیگر باد و باران به سالن‌های نمایشگاه لطمه‌های جدی می‌زد و نمایشگاه در برابر آتش‌سوزی چندان امن نبود.

در نمایشگاه شانزدهم در پی یک بارندگی شدید دو سالن دچار آب گرفتگی شد ولی چون در آن سالها رسانه‌ها به تعداد این روزها نبود و نوعی مدیریت رسانه ها صورت می گرفت،بسیاری افراد از این مسائل مطلع نشدند. همچنین آتش سوزی در نمایشگاه مبل، چند روز مانده به نمایشگاه کتاب اتفاق افتاد که یک سالن را از دسترس خارج کرد. مجموعه این اتفاقات باعث شد اصرار برگزار کنندگان نمایشگاه کتاب از دوره شانزدهم بر این قرار گیرد که نمایشگاه به جای دیگری منتقل شود. در آن سالها اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران متولی بخش داخلی نمایشگاه بود و آنها با انعکاس این مشکل، مسأله جا به جایی را در منشورات نمایشگاه، مطرح کردند.

تعداد ناشران و کتابها و مراجعه کنندگان بالا رفت و فضای نمایشگاه ثابت ماند و روز به روز هم فرسوده‌تر شد.

نمایشگاه کتاب چه بخواهیم و چه نخواهیم بزرگترین رخداد فرهنگی کشور با بیشترین مراجعه کننده است. بعد از نمایشگاه بین المللی کتاب برزیل (ریودوژانیرو) نمایشگاه کتاب تهران بیشترین تعداد بازدید کننده را دارد و در مقایسه با نمایشگاه فرانکفورت که می‌گویند در طول برپایی ۱۸۰ هزار بازدید کننده دارد نمایشگاه ما با ۳ میلیون و نیم بازدید کننده رکوردار است.

به نظر می‌رسد نمایشگاه فرانکفورت تفاوت ساختاری با نمایشگاه تهران دارد همچنین زمان آن کوتاه‌تر است.

بله. طول دوره نمایشگاه فرانکفورت نصف نمایشگاه تهران است و به غیر از روزهای پایانی آن فروش کتاب در آن آزاد نیست. البته برخی کشورهای عربی و همسایه ی ما هم حتی با در نظر گرفتن نسبت جمعیتی، نمایشگاه‌های کتابی برگزار می‌کنند که در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران بازدید کننده کمتری دارند.

برگردیم به بحث مکان برپایی نمایشگاه کتاب آیا در همان سالها که مسأله تغییر مکان مطرح شد جایی مناسب‌تر از مصلی موجود نبود؟

تغییر مکان نمایشگاه به مصلی ناخواسته بود. محل قبلی نمایشگاه بین‌المللی به گونه‌ای بود که معضلات ترافیکی ایجاد می‌کرد. سالن‌ها متعدد و متفرق بود. مهندسی نمایشگاه بین‌المللی مربوط به دهه ۶۰ میلادی است ولی امروزه با پیشرفت در این حوزه در همه جای دنیا نمایشگاه‌ها در یک یا دو سالن بزرگ و متصل به هم برگزار می‌شود، نه در سالن‌های چند هزار متری متفرق. نکته مهم دیگر بحث ایمنی بود. بسیاری از آن سالنها در طول سال مورد استفاده قرار نمی‌گرفت و ایمنی کافی نداشت. در دوره نوزدهم، رئیس جمهوری با لحن شوخی خطاب به وزیر ارشاد اشاره کرد که سال دیگر اگر نمایشگاه جابجا نشود، ممکن است شما دیگر این جا نباشید. آقای احمدی نژاد در همان دوره شهرداری هم به این نتیجه رسیده بود که محل فعلی برای نمایشگاه‌های بزرگ مناسب نیست. البته هیچ محل مناسب و آماده‌ای در کل کشور نبود و ما چهار تا پنج مرکزی را که شاید می‌شد در آنها نمایشگاه کتاب برگزار کرد، بررسی کردیم.

غیر از گزینه‌هایی که این روزها مطرح می‌شوند مکان‌های دیگری بود که شما از آنها بازدید کرده باشید؟

حتی استادیوم آزادی را هم دیدیم که در آن بازدید، رئیس سازمان تربیت بدنی و وزیر ارشاد وقت هم حضور داشتند. در این باره صحبت شد که سازه‌های موقت در فضای باز احداث شود ولی در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این مکان نمی‌تواند جایگزین نمایشگاه بین‌المللی کتاب باشد.

مگر شما به دنبال راه‌اندازی مکانی به عنوان نمایشگاه بین‌المللی کتاب بودید؟

اتفاقا ما اصلا به دنبال راه‌اندازی مکانی به عنوان نمایشگاه بین‌المللی کتاب نبودیم. به اعتقاد ما باید مکانی در حد استانداردهای جهانی با نام «نمایشگاه بین‌المللی» ایجاد می‌شد که ۱۰ روز هم در آن نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار شود. در آن سال شهر آفتاب و شهر پرند را وعده دادند. در نتیجه ما به دنبال یک مکان موقتی برای دو سه سال می‌گشتیم.

منطقه شمال مصلی را که در محوطه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی واقع شده بررسی نکردید؟

آن منطقه به دلیل این که میان دو بزرگراه قرار دارد، جای مناسبی برای نمایشگاه است. چهار سال پیش،مکاتبات و پیگیریهایی در این زمینه انجام شد؛ ولی به دلیل این که آن منطقه در طرح گسترش مصلی است و در اختیار دولت و شهرداری نیست، آن گزینه منتفی است و برایم جای تعجب دارد که این روزها برخی دوستان می‌گویند قرار است آن جا نمایشگاه ساخته شود! آیا این اظهارنظرها از روی اختیار و دانش است یا این که گزارشهای غلط به آنها می‌رسد؟ همانطور که تاکید کردم ما به دنبال مکانی موقتی برای یک یا دو سال می‌گشتیم و در آن موقعیت مصلی بهترین گزینه بود نه این که کلا بهترین مکان باشد.

ماجرای شهر آفتاب و شهر پرند و باغ کتاب چیست؟

باغ کتاب طرحی بود که سالهای ۸۱-۸۲ در شورای کتاب شهرداری مطرح شد. باغ کتاب نیازهای حوزه کتاب در زمینه نمایشگاههای تخصصی کتاب، تشکیل دفتر ناشران و برپایی نشست‌های تخصصی را برطرف می‌کند و می‌تواند پاتوق اهالی فرهنگ باشد، ولی برای نمایشگاه بین‌المللی مناسب نیست. ما نیازمند ساخت مکانی به عنوان « محل دائمی نمایشگاههای بین‌المللی » هستیم که در چند روز از سال هم میزبان نمایشگاه کتاب باشد. در این زمینه دیگر بحث شهرداری و دولت فرقی ندارد و همه از بیت‌المال هزینه می‌شود. اگر بودجه‌ها متفرق است، بایدتجمیع شود و محلی برای نمایشگاههای بین‌المللی ساخته شود. هیچ عقل سلیمی جایز نمی‌داند که چند صد میلیارد تومان برای ساخت سازه‌هایی هزینه شود تا ۱۰ روز در آن نمایشگاهی دایر کنیم. نتیجه ی همه این مسائل این شده که هنوز نمایشگاههای بین‌المللی جای مناسبی ندارد. سال گذشته وزیر قاطعانه می‌گوید که دوره بعد نمایشگاه در مصلی نخواهد بود و آقای دری به نقل از رئیس جمهوری می‌گوید که دوره بعد نمایشگاه در جای دیگری خواهد بود، ولی می‌بینیم که امسال باز هم نمایشگاه کتاب در مصلی برگزار می‌شود و این مسائل باعث بی اعتمادی مردم به مسؤولان می‌شود.

مدیران نمایشگاه تأکید می‌کنند سازه‌های موقت نمایشگاه در برابر باد و باران مقاوم است!

من هم گزارش یکی از رسانه‌ها را خواندم که نوشته بود سازه‌های نمایشگاه در برابر باران اخیر تهران مقاوم بوده است. جای تعجب دارد! وقتی هنوز چادرها نصب نشده بود، چطور می‌توان گفت سازه مقاوم بوده است؟ وقتی چادری نصب نشده چطور می‌گوییم آب نشت نکرده است؟ این رپرتاژ آگهی است و این گونه گزارشها را به مسؤولان ارائه می‌دهند که باعث خطای در تصمیم گیری می شود. سازه ی موقت تا اندازه‌ای در برابر طوفان و باران مقاومت دارد و اگر بخواهیم ضریب اطمینان بالا برود، بایدهزینه‌ها را بالا برد که به صرفه نیست. نمایشگاه باید در سالنهای مسقف برگزار شود، نه سازه‌های موقت چادری! یک نفر یا یک رسانه باید این وعده‌ها را به مسؤولان یادآوری کند. اگر خاطرتان باشد رئیس آتش نشانی یک بار در گفت و گویی اعلام کرد که نهاد تحت امرش در برابر اتفاقات نمایشگاه کتاب مسؤولیتی بر عهده نمی‌گیرد که البته در سالهای بعد تکرار نشد و این ظن را به وجود آورد که طرح موضوع شاید به دلایل دیگری بوده است.

آقای پرویز! بحث مکان نمایشگاه حدیث تکراری و گویا بی سرانجام شده است. امیدواریم که این گفته‌ها را جایی به گوش جان بشنوند. بحث دیگرم در باره رفتارهایی است که بعضا با ناشران می‌شود و برخی از آنها از حضور در نمایشگاه محروم می‌شوند. حضورناشران در نمایشگاه کتاب و ارتباط رو در رو با مخاطب هم حق ناشر است و هم حق مخاطب، آیا می‌توان از تحقق آن جلوگیری کرد؟

هر قدر ناشران کمتری در نمایشگاه شرکت کنند، دست و پای مخاطب را می‌بندیم و او به بخشی از خواسته‌هایش نمی رسد. همچنین ناشران به دلیل مشکلات توزیع کتاب در کشور روی نمایشگاه حساب باز می‌کنند و محروم کردن آنهااز حضور در نمایشگاه درست نیست. البته محدودیت فضای نمایشگاه اجازه نمی‌دهد همه ناشران به فضای دلخواه‌شان دست یابند. تعیین متراژ غرفه هر ناشر ضوابطی دارد و دست‌اندرکاران نمایشگاه باید بر اساس آن عمل کنند این که یک نفر بخواهد حکم صادر کند و آن حکم قابلیت فرجام خواهی نداشته باشد، نوعی دیکتاتوری است.

شما در نمایشگاه بیستم تجربه‌ای از این دست را پشت سر گذاشتید که برخی ناشران قصد تحریم آن را داشتند. آن بحران پشت سر گذاشته شد و این روزها ماجرای جدیدی از حذف و تعلیق ناشران مطرح شده است.

در آن دوره اقدماتی انجام شد؛ ولی فضای ذهنی ما این بود که اختیار با خود ناشران است که شرکت کنند یا نکنند. در نهایت با پا در میانی شورای شهر و پیگیریهای آقای خادم زمان ثبت نام را تمدید کردیم. مبنای‌مان این نبود که رفتارهای سیاسی و خارج از حوزه نشر افراد را در نمایشگاه کتاب دخالت دهیم. هر تصمیمی که ما می‌گیریم باید شفاف‌سازی شود. البته اگر ناشری بر اساس قانون متخلف شناخته شده طبیعی است که اجازه حضور در نمایشگاه را نداشته باشد ولی باید جرم او محرز باشد. قانون باید شفاف و مشخص و قابل دسترس باشد. این مسائل نباید به رابطه ناشر با معاونت فرهنگی ارتباط داشته باشد. اگر ناشری حرفی زده که رسانه‌ای شده و حالا مدیری خوشش نیامده است، این نباید معیار محرومیت باشد. البته شنیدم که می‌گویند قرار است با ناشران با رأفت اسلامی رفتار شود. اول باید بدانیم که رأفت اسلامی را می‌شود در حوزه حقوق شخصی مطرح کرد نه حقوق عمومی. اگر ناشری مثلا به محوطه غرفه همسایه‌اش تعرض کرده است. نمی‌توان با رأفت اسلامی با او رفتار کرد. چون او حق دیگری را ضایع کرده است.

فارغ از مساله مکان نمایشگاه، فکر می‌کنید در چه صورت می‌توان نمایشگاه کتاب بهتری داشت؟

اولین نکته این است که جای ناشران در نمایشگاه از یک سال قبل معلوم باشد تا بتوانند برنامه‌ریزی کنند. همچنین باید فضایی فراهم شود که ناشران حرفه‌ای بتوانند با طرف‌های داخلی و خارجی مذاکره کنند. افراد جامعه برنامه نمایشگاه را از قبل بدانند تا با برنامه‌ریزی قبلی در نشست‌های تخصصی شرکت کنند. بایدهایی که ما را به نمایشگاهی بین‌المللی و استاندارد نزدیک می‌کند، روندی بلند مدت است و هر سال می‌توان یک یا چند هدف را محقق کرد. نمایشگاه کتاب باید متولی دائمی داشته باشد نه این که افرادی که شغل دیگری دارند، در نزدیکی زمان نمایشگاه بیایند و نمایشگاه برگزار کنند.

زمانی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی همین وظیفه را برعهده داشت.

قرار بود در موسسه ی نمایشگاه‌های فرهنگی دبیرخانه‌ای دائمی برای نمایشگاه کتاب داشته باشیم، ولی به دلایلی اصلا طومار مؤسسه در هم پیچیده شده و مسؤولیت نمایشگاه کتاب به خانه کتاب سپرده شد که اساساً وظایف دیگری دارد. اگر مؤسسه را نمی خواستیم، تعطیلش می‌کردیم نه این که ماهها بدون سرپرست رها شود تا در نهایت هم وزیر برای آن مدیر عامل تعیین کند. اینها همه نشان دهنده مشکلات مدیریتی است. این مسائل سلیقه «من» نبوده است که چون من نیستم، کس دیگری بگوید سلیقه‌ام ایجاب می‌کند این گونه نباشد. بودجه بیت‌المال امانتی است در دست ما که اگر در این دنیا هم در باره آن از ما سؤوال نشود، در آن دنیا باید جوابگو باشیم.

شما از موافقان برپایی نمایشگاه کتاب در شکل فعی هستید که بیشتر فروشگاه کتاب است یا فکر می‌کنید این ساختار باید تغییر کند؟

سال ۸۸ آقای کیائیان سرمقاله‌ای منتشر کردند و در آن تاکید کرده بودند بهتر است نمایشگاه به شکل نمایشگاه باشد؛ ولی من به عنوان کارشناس کتاب معتقد بودم این کار به نفع ناشر و مخاطب نیست. نمایشگاه کتاب لندن (که صرفا محل مبادله ی رایت و حق نشر است،)در کشوری با زیرساخت‌های متفاوت از ما برگزار می‌شود. در آنجا نمایشگاه کتاب جایگزینی برای کمبود ویترین کتاب نیست. همان سال موضوع را با ناشران در میان گذاشتیم که ۹۹ درصد آنها با این طرح مخالفت کردند. همچنین بسیاری از مراجعه کنندگان هم نمایشگاه را بهترین محل برای خرید کتاب می‌دانند. به همین دلیل فکر می‌کنم در وضع موجود شیوه فعلی پذیرفتنی است ولی باید محلی داشته باشیم که کارنامه نشر سال در معرض دید عموم قرار گیرد. این اتفاق در دوره‌های مختلف رخ داده است؛ ولی شنیده می‌شود برخی دوستان که تازه مسؤولیتی گرفته‌اند، فکر می‌کنند خودشان این کارها را ابداع کرده‌اند و مثلا بازدید خبرنگاران از مراحل آماده‌سازی مصلی را کاری مبدعانه می‌دانند. در حالی که این برنامه در دوره های قبل هم بوده است. یا غرفه حضرت زهرا(س) که قبلا تجربه شده است.بحث کارنامه وسای نشر هم حالا تبدیل به سالن یاس شده است که صرفا نمایشگاه است.

به عنوان آخرین پرسش در همان سالها چه فرصت‌هایی فراهم می‌شد که شما می‌توانستید مدیریت بهتری بر نمایشگاه داشته باشید؟

ما طرح و برنامه‌های فراوانی داشتیم؛ ولی به دلیل این که برای آماده‌سازی مکان نمایشگاه باید اقداماتی خارج از وظایف‌مان انجام می‌دادیم آن برنامه‌ها محقق نشد و من افسوس آن را می‌خورم. مسؤولیتهای اصلی به جای این که در اختیار متخصصان عرصه ی فرهنگ باشد، در اختیار کسانی است که ساخت و ساز و سخت‌افزار نمایشگاه را مهیا می‌کنند. برخی افرادی که در حال حاضر در نمایشگاه مسؤولیتهای کلیدی و ویژه دارند، با حوزه نشر و کتاب آشنایی ندارند و بعضا سالهاست کتاب نخوانده‌اند. در حالی که اگر مکان نمایشگاه و سخت‌افزارهای آن مهیا باشد می‌توانیم کارها را به دست افرادی بسپاریم که متخصص هستند تا روی محتوا تدبیر کنند.

بازنشر در«www.mohsenparviz.ir»

۹۱/۲/۲۶

سالن مخصوص بازدید مسؤولان

استدلال‌ها برای راه‌اندازی یک سالن ویژه، مخصوص بازدید مسؤولان، بسیار قوی بود. هم می‌شد در آنجا ماکت کوچکی از نمایشگاه فراهم آورد و هم به سهولت (برای دیده‌شدن ازسوی مسؤولان)، همه‌ی کتابهای «خوب» را کنار هم قرار داد! مسؤولان که نمی‌توانستند در یک فرصت محدود، همه‌ی نمایشگاه به آن بزرگی و با سالن‌های متعدد را ببینند. با این کار، گزیده‌ای از بخشهای «مناسبتر» نمایشگاه در یک فضای چهار پنج هزارمتری فراهم می‌شد و با دیدن آن انگار کل نمایشگاه را دیده‌بودند. برادران حراست و حفاظت فیزیکی هم کاملا از آن استقبال می‌کردند؛ چون خطرات احتمالی به حداقل ممکن کاهش پیدا می‌کرد. ناشران فعال هم از داشتن غرفه‌ی دوم در این فضا و امکان گفتگو با با مسؤولان در یک محیط آرام و به دور از هیاهوی جمعیت استقبال می‌کردند.

فوائدی از این دست زیاد بود. اصلا معلوم می‌شد که ما برای مسؤولان نظام ارزش ویژه‌ای قائلیم و حتی حاضریم از جان مایه بگذاریم و با وجود آن همه دردسر و کمبود فضا و کارهای متعدد، بار اضافی ایجاد یک سالن مستقل را هم تحمل کنیم!

واقعا استدلال‌ها قوی بود!

گفته‌اند: «کسی گوسفندی دزدید و در راه خدا قربانی کرد و گوشت آن را هم بین فقرا تقسیم کرد! به او گفتند کار حرام می‌کنی تا قربانی بکنی؟! پاسخ داد: دزدی یک گناه بود و یک مجازات دارد ولی قربانی کردن در راه خدا، یک حسنه است و هر حسنه، ده پاداش دارد؛ ده پاداش در برابر یک عذاب! یکی از پاداشها را هم که بگوییم با عذاب به هم درشوند، نُه پاداش به نفع ما می‌ماند! این وسط، کله و پاچه و دل و جگرش هم برای خودِ ما ماند!»

واقعیت آن بود که این طرح، دل و جگر وکله و پاچه‌ای هم برای خود ما داشت! درست است که هزینه و بار اضافی به نمایشگاه تحمیل می‌کرد، اما اولا از شرّ صحبتهای مستقیم ناشران منتقد با مقامات ارشد در امان می‌ماندیم؛ ثانیا خاطر مسؤولان با دیدن کتابهایی که مجوز گرفته و رسما منتشر شده و یا غرفه‌هایی که با تصاویر خاص و یا به شکل ویژه تزیین شده بودند، آزرده نمی‌شد! هم کتابها و هم ناشران را می‌شد انتخاب کرد و قطعا با تعریف و تمجیدهایی که ناشران انتخابی از ما و زحمات شبانه‌روزی‌مان می‌کردند، احساس خوبی ایجاد می‌شد که می‌توانست نیروزا و محرک باشد و از سوی دیگر، در مسؤولان محترمی هم که خوب بودن ما باعث افتخار آنها بود (که توانسته‌اند چنین نیروهای کارآمدی را به خدمت بگیرند و نشانه‌ی موفقیت ایشان در تمشیت کلان امور محسوب می‌شد)، ایجاد روحیه و انگیزه‌ی مضاعف می‌نمود! دیگر کسی هم نبود که بخواهد از گزارشاتمان ایراد بگیرد! مثلا شاید مصلحت آن بود که غرفه‌ی ناگشوده‌ای را پر بازدیدترین غرفه‌ی نمایشگاه بخوانیم؛ اگر ناشرانِ مزاحم نبودند، کسی به فکر مچ‌گیری نمی‌افتاد؛ تازه شاید در تایید سخنانمان هم حرفهای شیرین‌تر از عسلی می‌زدند! اصلا ناشران که یکی نیستند. بعضی‌هایشان در هفت آسمان یک ستاره ندارند و گاهی به غیر حرفه‌ای‌ترین(!) شیوه‌ی ممکن، تا یک مسؤول را می‌بینند، هر چه به دهانشان می‌آید، می‌گویند. ولی اگر آن مسؤول را نبینند، حرفی نخواهند زد؛ جون نه به رسانه ها دسترسی دارند ونه جایی برای گفتن این پرت و پلاها دارند! مجبورند با خودشان درد دل کنند! اما بعضی‌ها -که اتفاقا به مقامات و رسانه‌ها هم دسترسی دارند- کاملا حرفه‌ای عمل می‌کنند؛ یعنی می‌دانند چه چیزی را در کجا به زبان آورند! اینها (به دلیل حرفه‌ای بودنشان) در دوره‌های مختلف هم تعامل خوبی با سیستم داشته‌اند و روز به روز هم به کارشان رونق بیشتری داده‌اند و شرایط خدمت‌رسانی برایشان بیش از پیش فراهم شده‌است! اینها خیلی حرفه‌ای به حوزه‌ی نشر نگاه می‌کنند و با درک محدودیتهای مدیران، در صحبت با رسانه‌ها و مسؤولان ارشد هم کاملا پخته عمل می‌کنند؛ «تعامل» خوبی با مدیران دارند وبا قراردادهایی که با مجموعه می‌بندند، در واگذاری امور به بخش خصوصی، یاری‌رسان دولت هستند! نمی‌شود که این مسائل را نادیده گرفت و همه را مثل هم دانست!

(ظاهرا از دل و جگر و کله پاچه هم فراتر رفت!)

*****

زیر بار تهیه‌ی سالن اختصاصی نرفتیم! همه ساله سالنی به نام «سرای نشر» دایر می‌کردیم که تازه‌های نشر را به نمایش می‌گذاشت و کلیه‌ی کتابهای چاپ اول سال قبل در آن وجود داشت؛ اگر کسی از مسؤولان طالب بازدید صرف از کتابها بود، می‌توانست (مثل سایر مردم) از این سالن بازدید کند.

ظاهرا ما خودمان هم حرفه‌ای نبودیم!

«www.mohsenparviz.ir»

۹۱/۲/۲۳


پرچم!

بعضی واژگان ظاهری دارند و باطنی. طبع شوخ ایرانی‌ها گاهی از یک واژه معنایی را اراده می‌کند که با ظاهر آن، هم ارتباط دارد و هم بی‌ارتباط است! واژه‌ی « پرچم » هم یکی از آنهاست!

***

جلسه‌ی ستاد نمایشگاه هرشب، پس از پایان کار رسمی نمایشگاه و تخلیه‌ی بازدیدکنندگان برگزار می‌شد. مدیران بخش‌های مختلف گزارش می دادند‌؛ مشکلات، بررسی و هماهنگی بین بخش‌ها انجام می‌شد. گزارش بازرسان شنیده و سعی می‌شد برای روز بعد اشکالات مطروحه برطرف شود.

گاهی جلسات تا نیمه‌شب طول می‌کشید وقاعدتاً وقتی افراد به منزل می‌رسیدند، دیگر فرصتی برای صرف شام نبود. با توجه به مشغله‌ی فراوان و دوری از خانواده، شخصاً علاقمند بودم که دست‌کم یک وعده غذا را کنار بچه‌ها باشم (که معمولاً در ایام نمایشگاه اصلاً امکان‌پذیر نبود). مجبور بودیم برای اعضای جلسه شام تهیه کنیم. گاهی از شامی که برای نگهبانان تهیه می‌شد (و نه چیزجداگانه‌ای) برای اعضای جلسه هم می‌آوردند اما بیشتر شبها، غذا، «پرچم» بود؛ تعبیری که از سوی برخی دوستان (به کنایه و طعنه) مطرح شده و جا افتاده بود. گاهی مهمانان ناخواسته‌ای داشتیم که وقتی می‌شنیدند شام، «پرچم» است، به بهانه‌ای می‌گریختند!

به درستی گفته اند که «الناس علی دین ملوکهم»! اول بار که گفتم برای من نان و پنیر وگوجه فرنگی بیاورید، برای همه آوردند و از طرف خودشان، خیار هم بر سفره افزودند تا رنگین‌تر شود! و کم کم شام همه شد همین نان و پنیر و گوجه وخیار؛ اگرچه اجباری نبود!

ناهار مسؤولان هم همان بود که کارگران و کارمندان نمایشگاه صرف می‌کردند (همان غذایی که از پرسی هزار و چهارصد تومان - در نمایشگاه بیستم - آغاز شد وبه پرسی دو سه هزار تومان در نمایشگاههای بعد افزایش یافت). مهمانان تشریفات و پاویون هم از همین غذا تناول می‌کردند!

***

بعضی‌ها (چه رویشان می‌شد بر زبان آورند و چه بنا به مصالحی نمی‌گفتند)، با این گونه ریاکاری‌ها(!) موافق نبودند. حرفشان هم پایه‌ی درستی داشت (کلمه‌ی حق بود) اما اراده‌شان باطل بود! می‌گفتند: «مگر هزینه‌ی غذای مناسب(!) چقدر است و چه مقدار به هزینه‌ی چند صد میلیونی نمایشگاه (نمایشگاه بیستم) اضافه می‌کند؟» و یا می‌گفتند : «اگر کسی به خانه‌ی خود ما بیاید، از مهمانان این جور پذیرایی می‌کنیم؟»

البته آنها که در منزل ما شام خورده‌اند می‌دانند که دست کم نان و پنیر و گوجه فرنگی نبوده است! اما آنجا از جیب خود می‌پردازیم نه از بیت‌المال! و توان پرداختی از جیب (به جای بیت المال) برای مدیران نمایشگاه یا مهمانان ویژه نبوده و نیست.

صد البته در سفره‌ای که از بیت‌المال تهیه شده‌است و در آن نان و پنیر است،  برکتی نهفته که هرگز در سفره‌های رنگینِ فراهم آمده از بودجه‌ی دولت و مردم نیست. و صد البته در غذای مشترک مدیران و کارگران، معنویت و برکتی است که در غذاهای رنگین و متفاوت نیست! ای کاش این رویه همواره پایدار می‌ماند وکسی از کلمه‌ی حقی که از آن مراد باطل می‌شود، پیروی نمی کرد!

«www.mohsenparviz.ir»

۹۱/۲/۲۲

 

فرهیختگان عاشق کتاب!

محل دائمی نمایشگاههای بین المللی تهران ( که تا دوره‌ی نوزدهم، نمایشگاه کتاب هم در آنجا برگزار می‌شد) به گونه‌ی خاصی طراحی شده است. سالن‌های مجزا و نسبتاً کوچک و با فاصله از خیابانهای اصلی (به جز اتوبان شهید چمران) در سالهای دهه‌ی چهل و دهه‌ی پنجاه پاسخگوی نیاز مراجعه کنندگان بوده‌است ولی در سالهای دهه‌های هفتاد و هشتاد ناکارآمدی خود را نشان داد.

 تجربه‌ی سالها حضور در نمایشگاه نشان می‌داد که اولاً برای خرید خارجی باید روز اول مراجعه می‌کردیم و تا هنوز کتابها تمام نشده بود، خریدمان را انجام می‌دادیم. ثانیاً اگر می‌خواستیم پیاده‌روی کمتری بکنیم، باید از در شمالی(نزدیک اتوبان چمران) وارد می‌شدیم.

این بود که صبح اول وقت راه افتادم و قبل از ساعت ده صبح جلوی در نمایشگاه بودم؛ دری که هنوز بسته بود و فرهیختگان دانشگاهی و حوزوی و اهالی قلم گروه الف جلوی آن تجمع کرده بودند. با توجه به آن که روز اول، مخصوص خرید استادان دانشگاه و فضلای سطح بالای حوزه (آنها که درس سطح را تمام کرده‌اند) و اهل قلم گروه الف (فوق لیسانس و بالاتر) بود، عموم افراد منتظر از نخبگان و تحصیل کرده‌های دانشگاهی و حوزوی و فرهنگی بودند. در بسته بود و کسی هم پاسخگو نبود. عاقبت نگهبانی پشت در آمد و توضیح داد که چون قرار است افتتاحیه برگزار شود و آقای خاتمی سخنرانی کنند، فقط مدعوین ویژه اجازه ورود دارند! یکی از منتظران توضیح داد که ما با افتتاحیه کار نداریم؛ قصدمان خرید کتابهای خارجی است؛ اصلاً به محوطه افتتاحیه نزدیک هم نمی‌شویم! نگهبان باز حرف خودش را تکرار کرد وگفت که باید تا پایان مراسم (یعنی حدود ساعت دوازده تا یک بعد از ظهر) منتظر بمانیم. جمعیت لحظه به لحظه زیادتر می‌شد. سر و صداها که بالاگرفت، یکی دیگر آمد و توضیح داد که ما اینجا وسیله‌ی بازرسی نداریم، آنها که می‌خواهند زودتر وارد نمایشگاه شوند، باید از درهای خیابان سؤول وارد شوند.

خیل فرهیختگان، پیاده، راهی خیابان سؤول شدند و در راه تا توانستند سزا و ناسزا نثار کسانی کردند که تا صبح همان روز آغاز به کار نمایشگاه را صبح (ونه از ظهر) اعلام کرده بودند.

در خیابان سؤول، کنار شهر بازی هم بسته بود و به در بعدی ارجاع شدیم.

عاقبت چند صد فرهیخته‌ی عاشق کتاب خودشان را به در روبروی مجموعه انقلاب رساندند و توانستند پس از بازرسی سفت وسخت وارد محوطه شوند و پشت سالن‌های بسته تجمع کنند!

***

در دوره‌ی مسؤولیت در ارشاد، از جمله اولین اقداماتی که انجام دادیم، انتقال افتتاحیه‌ی نمایشگاه به شب قبل از آغاز به کار رسمی آن بود. طعنه‌ی حضوری و غیرحضوری حاضران و رسانه‌ها را در مورد غرفه‌های ناشران شهرستانی (که هنوز خالی بود) به جان خریدیم تا ناله و نفرین فرهیختگان پشت سرمان نباشد! شیوه‌ای که (استثنائاً!) همچنان برقرار است و خدا کند هرگز ترک نشود!

«www.mohsenparviz.ir»

۹۱/۲/۲۱

 

جانا سخن از زبان ما می گویی

| بدون نظر

بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب و توضیحاتی در باره ی آنچه در اختتامیه ی نمایشگاه بیست و سوم (دو سال پیش و در حضور رئیس جمهور محترم) گفتم.

ابتدا به فرمایشات دقیق و کارشناسانه ی مقام معظم رهبری - بی هیچ دخل و تصرفی -  به نقل از خبرگزاری مهر، توجه کنید. (فقط برخی بخشهای مد نظر را بزرگتر کرده ام)

*****

رهبر معظم انقلاب: وزارت ارشاد با کمک دولت موانع تولید و نشر کتاب را برطرف کند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت‌ماه۱۳۹۱ به مدت ۲ و نیم ساعت از بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب بازدید کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در این دیدار که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز حضور داشت، مسؤولان غرفه ها، توضیحات لازم را در خصوص کتابهای ارائه شده، بیان کردند و رهبر انقلاب اسلامی در جریان تازه‌های نشر قرار گرفتند.

رهبر انقلاب اسلامی سپس در جمع تعدادی از ناشران حاضر در نمایشگاه بین المللی کتاب با اشاره به استقبال بسیار خوب مردم از نمایشگاه کتاب تأکید کردند: باید به گونه‌ای برنامه ریزی شود که فضای کتابخوانی در کشور توسعه و تعمیق پیدا کند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: باید با یک برنامه ریزی دقیق و تعیین اهداف مرحله‌ای، در هر سال همگام با برگزاری نمایشگاه کتاب و افزایش جمعیت بازدید کننده، در فضای کتابخوانی کشور نیز پیشرفت چشمگیری بوجود آید.

ایشان با تأکید بر لزوم ارزیابی محتوایی هر ساله نمایشگاه کتاب بوسیله افرادی کارشناس و صاحب صلاحیت، افزودند: این ارزیابی نشان خواهد داد که آیا هر دوره نمایشگاه کتاب از نظر محتوا، نسبت به دوره قبل، تغییر و رشد داشته است یا خیر.

رهبر انقلاب اسلامی، برطرف کردن برخی موانع تولید و نشر کتاب را یادآور شدند و تأکید کردند: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید با کمک دولت، این موانع بویژه موضوع گرانی کاغذ را برطرف کند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تولید کاغذ در کشور را از جمله تولیدات امتداددار خواندند و خاطرنشان کردند: مهمترین تولید ملی، تولید امتداددار است و با برطرف شدن مشکلات کارخانه های کاغذ، قطعاً راه برای کتابخوانی بیشتر و ارزان شدن قیمت کتاب، باز می شود.

ایشان همچنین با تأکید بر اینکه موضوع ترجمه، جاده‌ای یکطرفه نیست، افزودند: دولت باید زمینه ای فراهم کند تا تولیدات خوب کتاب در کشور از جمله در بخش‌های مذهبی، تاریخی، ادبیات و علوم، به زبان های مختلف ترجمه و در معرض دید جهانیان قرار گیرند.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان، موضوع ویراستاری و صحیح بودن متون کتابها از لحاظ دستور زبان فارسی و کتاب آرایی و شکل ظاهری کتاب ها را مهم خواندند و خاطرنشان کردند: یکی از کارهای ضروری در چرخه تولید و عرضه کتاب، ساماندهی توزیع و ایجاد فروشگاههای زنجیره‌ای کتاب است.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، تعدادی از ناشران در سخنانی به بیان دیدگاههای خود در موضوعات مختلف کتاب و کتابخوانی پرداختند.

پیشنهاد تأسیس شورای عالی کتاب و رادیو کتاب، تأسیس فروشگاههای بزرگ زنجیره ای کتاب، شفاف نبودن قوانین ممیزی کتاب، مشکلات مربوط به سیستم توزیع کتاب، لزوم تبلیغ و ترویج مناسب و گسترده کتاب، موضوع گرانی کاغذ و تأثیر آن بر قیمت کتاب، و ضرورت توجه جدی تر به مقوله تولید کتاب های کودک و نوجوان در کشور از جمله مسایلی بودند که ناشران در سخنان خود به آنها اشاره کردند.
 

*****

حال نگاهی بیندازیم به آنچه دوسال پیش مطرح کرده ام و ببینیم آنها که دائم از « اجرا و تحقق منویات حضرت آقا» دم می زنند، در این مدت چه کرده اند! جالب توجه است که در همان مراسم، رئیس جمهور محترم هم  کاملا همراه نشان دادند و حتی آمادگی دولت برای واگذاری سهام کارخانجات کاغذ را اعلام نمودند.

*****

 

در مراسم اختتامیه نمایشگاه کتاب (۲۵)/ محسن پرویز خواستار خودکفایی ایران در زمینه کاغذ شد

خبرگزاری فارس (شماره : ۸۹۰۲۲۵۰۴۷۲  / ۸۹/۰۲/۲۵ - ۱۱:۲۳) : رئیس بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با اشاره به افزایش جهانی قیمت کاغذ، خواستار افتتاح کارخانه کاغذسازی شد تا ایران در این زمینه به خودکفایی برسد.

محسن پرویز رئیس نمایشگاه و معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد با تشکر از همکاری کلیه کسانی که کمک کردند تا نمایشگاه به بهترین شکل ممکن برگزار شود، گفت: ما اینجا یک مهمان هستیم و یک وقت این صحبت‌هایی که درباره نامناسب بودن محل مصلی مطرح می‌شود باعث نشود که غبار خستگی در تن مسئولان مصلی بنشیند. پرویز خطاب به مسئولان مصلی حرف ناشران منتقد به محل برگزاری نمایشگاه را اینگونه اصلاح کرد که منظور دوستان ما این است که علیرغم دوستان مصلی باز هم به دلیل ساخت و ساز در این محل معایبی وجود دارد. وی با بیان اینکه همه ساله برای برگزاری نمایشگاه نکات مثبت و منفی مکان‌های مورد نظر را بررسی می‌کنیم بیان داشت: در نهایت ما خیر‌الموجودین را انتخاب می‌کنیم. مصلی نکات مثبت خوبی دارد و شاید در رأس آن همکاری مسئولان مصلی است. رئیس بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران ادامه داد: برای مسئولان مصلی راحت‌تر این است که مصلی در حال ساخت و ساز است و ما فقط شبستان را داریم و یا فقط بگویند حتی شبستان را هم نداریم و بنابراین نمایشگاه به سوی تعطیلی رود. چیزی که یکی از همکاران ناشر ما قبلا هم گفته بود. وی با تشکر از ۴۷ نهاد همکار در برگزاری نمایشگاه امسال گفت: ارزیابی درست باید بر اساس در کنار هم قرار دادن نکات مثبت و منفی باشد. محسن پرویز عنوان داشت: ارزیابی ما نشان دهنده رضایتمندی نسبی بازدیدکنندگان از نمایشگاه است و هم اینکه ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بازدید از نمایشگاه داشتیم امکان استقبال خوب از نمایشگاه است. معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: امیدوارم با نظر ریاست محترم جمهوری سال دیگر نمایشگاه کتاب در جای بهتری برگزار شود. پرویز بار دیگر خطاب به رئیس‌جمهور صحبت‌های خود در مراسم افتتاحیه را تکرار کرد و گفت: ما از رئیس‌جمهور خواهش می‌کنیم در جلسات استانی دولت نسبت به نوسازی و بهسازی صنعت چاپ اقدام کند. وی اصلاح شبکه نامناسب توزیع را از رئیس‌جمهور خواستار شد و اضافه کرد: می‌توانیم با بودجه‌ای که دولت به برنامه‌های فرهنگی تخصیص داده با دادن وام، شبکه پخش کتاب را اصلاح کنیم. رئیس بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با بیان اینکه سال گذشته ۶۱ هزار عنوان کتاب در کشور منتشر شد افزود: این آمار نشان می‌دهد ۵ هزار عنوان افزایش کتاب داشتیم در حالی که سال پرهیجانی را پشت سر گذاشتیم و این نشان می‌دهد مولفان ما کار خود را انجام می‌دهند. پرویز در ادامه مراسم خواستار تشکیل اتاق کار برای نویسندگان شد و عنوان داشت: گاهی که به سفرهای استانی می‌روم، می‌ببینم کسانی به من مراجع می‌کنند که ما به خاطر اشکال ساختاری شرمنده آنها می‌شویم. معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد با بیان اینکه ما ۳ سال است به ناشران وام ندادیم گفت: اقتصاد نشر ضعیف است کل بودجه ما در این صنعت ۶۰۰ میلیارد تومان است که اگر این مبلغ را بخواهیم در نظر بگیریم متناسب با نیازهای این صنعت نیست. وی اضافه کرد: ضعیف بودن کل ساختار نشر باعث می‌شود که افرادی که در این حوزه فعالیت می‌کنند نتوانند کار خود را ادامه دهندو تا موقعی که این صنعت صرفه اقتصادی نداشته باشد فایده‌ای ندارد. پرویز با انتقاد از این تلقی که بخش دولتی حتما باید در امور وارد شود که صرفه اقتصادی داشته باشد، گفت: بخش فرهنگ حتما باید از حمایت دولت برخوردار شود و در همه جای دنیا هم همینگونه است. وی با اشاره به حذف یارانه کاغذ جهت حمایت از تولیدکنندگان، از افتتاح نشدن برخی از کارخانه‌های کاغذسازی که پیشتر به کذب گفته شده بود راه‌اندازی شده‌اند، بیان داشت: افزایش جهانی قیمت کاغذ در ایران هم تأثیر گذاشت، درست است که در قیمت کتاب مؤثر نبود اما چون ناشر زورش نمی‌رسد این اختلاف را جبران کند پس قیمت کتاب به ناچار بالا می‌رود. پرویز تصریح کرد: در این میان چرا ما نیاییم آن کارخانه کاغذسازی را افتتاح کنیم که این همه اختلاف به ناشران فشار نیاورد و از طرفی خودمان هم به خودکفایی برسیم؟

*****

احمدی نژاد درنمایشگاه کتاب: کارخانه های دولتی با اقساط طولانی مدت به ناشران واگذار می شود

به گزارش خبرنگار مهر، رئیس جمهور با بیان اینکه دولت این دوره را دوره کارهای فرهنگی نامگذاری کرده و بودجه خوبی را نیز برای این حوزه در نظر گرفته است، خطاب به مسئولان حوزه فرهنگی کشور عنوان کرد: اگر بودجه ملی هم در حوزه فرهنگ کشور بیاورید دولت تصویب خواهد کرد.

احمدی نژاد اعلام کرد: اگر ناشران استقبال کنند هر کارخانه ای که در دولت آماده واگذاری باشد، به آنان واگذار خواهیم کرد و پولش را هم در اقساط ۲۰ ، ۳۰ و ۵۰ ساله می پردازند.

(تاریخ انتشار، تهران: ۱۲:۳۴  ,  ۱۳۸۹/۰۲/۲۵)

*****

دوسال پیش، دو موضوع مهم « اصلاح شبکه ی توزیع و احیای کارخانجات نیمه تمام کاغذ» را مطرح کردم و رئیس جمهور محترم هم وعده ی همکاری داد. پنجاه روز بعد به همکاری من با وزارت ارشاد خاتمه داده شد و امکان دنبال کردن طرحهای مفصل و کارشناسی که تهیه شده بود وتنها به دو مورد اصلی آن در اختتامیه نمایشگاه اشاره شد، باقی نماند! امروز این موضوعات، مطالبه ی رهبری هم هست. اگر به موقع اقدام شده بود، قطعا امروز مقام معظم رهبری از دست اندرکاران این حوزه تقدیر می کردند و ضرورتی به تذکر در این موارد از سوی ایشان نبود.

واقعا چه کسی قصور ورزیده و چه برخوردی با آنها که فقط شعار می دهند، شده است و یا خواهد شد؟!

www.mohsenparviz.ir

۱۸/۲/۱۳۹۱

 

(به گزارش ایرنا از معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ کد خبر: ۸۰۰۹۱۱۱۴ (۲۵۴۱۸۱۴)/  تاریخ انتشار: ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ - ۱۲:۴۳)، به منظور جلوگیری از افزایش کاذب قیمت کاغذ در کشور به زودی٬ طرحی با نام « ماروپله » با همکاری چند سازمان و نهاد غیر دولتی و دولتی از سوی معاونت امور فرهنگی به اجرا گذاشته خواهد شد.

این طرح در ۳ مرحله به اجرا در می آید و بر اساس زمان بندی مدون یکی از اهداف آن کاهش قیمت کاغذ در کشور خواهد بود.

*****


بازی های مختلف اسراری دارند که افراد با دستیابی به این رموز می توانند بازی را به نفع خود تمام کنند. هر ورزشی شرایط خاص خود را دارد و بازیکنان باید ابتدا ببینند آیا حائز شرایط مربوطه هستند یا خیر. مثلا ورزشی مثل بسکتبال افراد بلند قد را به خود جلب می کند ویا - دست کم- افراد کوتاه قد در این ورزش موفق نمی شوند. در برخی بازی ها، در صورت داشتن شرایط اولیه، می توان با ممارست وتمرین به جایی رسید. مثلا افراد با تمرین می توانند دونده های خوبی شوند. در میان انواع بازی ها گاهی به مواردی برمی‌خوریم که شانس در تعیین برنده نقش زیادی دارد. کلا دسته بازی‌هایی که با «تاس‌ ریختن» همراه است، تا حد زیادی به شانس وابسته است و اساسا انواع قمارها هم ظاهرا وابسته به شانس و اقبال هستند. هر چه شانسی بودن برد در قمارها بیشتر ثابت شود، افراد ضعیف و بدون پشتکار، بیشتر راغب به سرمایه‌گذاری و شرکت در آنها و آزمودن بخت خود می‌شوند.

اما در بین بازی‌های وابسته به شانس و اقبال، « مار و پله » یک چیز دیگر است! بعضی از قماربازها شگرد تاس ریختن و آوردن شش را بلدند و می‌توانند در بازی‌های مربوطه شانس خود را افزایش دهند! ولی همین قماربازهای حرفه‌ای هم در «مار و پله» کم می‌آورند! «مار و پله» کاملا شانسکی است؛ چه بسا بچه‌ای از گنده‌لاتی می‌برد!

«طرح سه مرحله‌ای مار و پله » تداعی‌گر الله‌بختکی‌ترین بازی کودکانه است؛ خاصه آن‌که چیزی از جزئیات آن نیز مطرح نشده‌است!

قاعدتا هیچ نامی بی‌دلیل انتخاب نمی‌شود و معمولا نام طرحها به برجسته‌ترین ویژگی آنها اشاره می‌کنند. حتی آن صاحب کله‌پزی در غرب کشور هم، که نام مغازه‌ی خود را «ابن سینا» گذاشته بود، مناسبت این نام‌گذاری را علاقه‌ی شخصی به ابوعلی سینا می‌شمرد! حال باید دید آیا همان‌طور که برخی کاهش ده درصدی قیمت کاغذ (پس از جهش ناگهانی قیمت آن) را (که در نتیجه‌ی نوسانات قیمت دلار رخ نمود) به پای اقدامات داهیانه‌ی خود نوشتند ولی در زمان رشد قیمتها سکوت کردند و به روی خود نیاوردند، منتظر اتفاقات و وزش باد موافق می‌مانند؟

به هر حال هم جهت با کلیه‌ی اقداماتی که برای اولین بار رخ می‌دهند، برای اولین مرتبه شاهد نام‌گذاری طرحی هستیم که هوشمندانه انتخاب شده است و از دو حال خارج نیست: یا به اصلی‌ترین مشخصه‌ی بازی مار و پله (الله‌بختکی بودن آن!) اشاره دارد و به صورت غیرمستقیم از محتوای طرح پرده‌برداری می‌کند و یا نشانه‌ی علاقه‌ی وافر طراحان به این بازی غیرقابل پیش‌بینی و شانسکی است!

«  www.mohsenparviz.ir » - ۹۱/۲/۱۶

 

نمایشگاه کتاب/ ازشعار تا واقعیت!(۲)

| بدون نظر

به سه خبر زیر، با فاصله دو نمایشگاه کتاب توجه کنید! ظاهرا با نزدیک شدن به آغاز کار نمایشگاه، باید کم کم از شعار فاصله گرفت و به واقعیت تن در داد! نمایشگاه امسال هم در همان مصلی برگزار می شود ( و نه چیتگر یا هر جای دیگر!) و البته در این میان می توان وعده هایی هم برای سال آینده مطرح کرد؛ تا سال دیگر هم خدا بزرگ است؛ اگر همین مسؤولان سر کار بودند که گزینه جدید مطرح می شود! اگر هم نبودند که؛ خوب، نیستند دیگر!

**********************************************************

( خبر اول: یک سال پیش/ خبرگزاری فارس- فرهنگی - حوادث / شماره خبر: ۹۰۰۲۱۴۱۷۸۶ /   ۹۰/۰۲/۱۴ - ۱۸:۲۳)


بهمن دری در جمع خبرنگاران:

با تأمین اعتبار از سوی رئیس‌جمهور «چیتگر» محل دائمی نمایشگاه کتاب می‌‌شود

خبرگزاری فارس: بهمن دری از پیشنهاد رئیس جمهور برای برپایی نمایشگاه کتاب در چیتگر با تأمین اعتبار از سوی رئیس جمهور خبر داد.

به گزارش خبرنگار فارس بهمن دری در حاشیه دیدار وزیر ارشاد ایران با وزیر امور انتشارات و چاپ و نشر چین در جمع خبرنگاران حاضر شده به سؤالات آنها پاسخ گفت.

 * با تأمین اعتبار از سوی رئیس‌جمهور «چیتگر» محل دائمی نمایشگاه کتاب می‌‌شود. دری درباره نامه امروز وزیر ارشاد به محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور نسبت به برگزاری نمایشگاه کتاب در چیتگر توضیح داد: روز گذشته با دکتر احمدی‌نژاد درباره مکان دائمی نمایشگاه کتاب صحبت کردم ایشان پیشنهاد بهتری داده و منطقه چیتگر را مطرح کردند از این رو دستور برآورد هزینه و پیگیری را صادر کرده و قرار شد پس از این پیگیری این محل به عنوان مکان دائمی برای نمایشگاه احداث شود البته تأمین اعتبار را هم مقام رئیس جمهور تقبل کردند.

*****

 

 

( خبر دوم: یک سال پیش/ خبرگزاری ایرنا / کد خبر: ۳۰۳۷۰۹۳۱ (۱۷۶۸۷۳۸)  / تاریخ انتشار : ۱۴/۰۲/۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲ )

 

وزیر ارشاد خبر داد: دستور رییس‌جمهوری برای تغییر محل برگزاری نمایشگاه کتاب/ «چیتگر»، گزینه احتمالی

تهران - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به افتتاح رسمی بیست‌وچهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور رییس‌جمهوری، خبر داد که محمود احمدی‌نژاد روز گذشته دستور تغییر محل نمایشگاه کتاب را صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، سید محمد حسینی روز چهارشنبه در پایان جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران، با بیان اینکه روز جاری نامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه تقدیم رییس‌جمهوری شده است، افزود: ان‌شاءالله بیست‌وپنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در محل مصلی برگزار نخواهد شد.

این عضو کابینه درباره میزبان احتمالی نمایشگاه کتاب اظهار داشت: مکانی در اطراف تهران در این زمینه در نظر گرفته خواهد شد و با توجه به اینکه برپایی نمایشگاه حداقل به ۵۰ هکتار زمین نیاز دارد، منطقه چیتگر یکی از گزینه‌های میزبانی این نمایشگاه است.

وی از فراهم بودن شرایط ایجاد پارکینگ و حمل‌ونقل مناسب مردم از جمله دسترسی به مترو به عنوان ویژگی منطقه چیتگر نام برد.

*****

( خبر سوم: یک سال بعد/ خبرگزاری فارس/ فرهنگی - کتاب و ادبیات/شماره :  ۳۹۱۰۱۱۸۰۰۰۱۱۹/ ۹۱/۰۱/۱۸ - ۱۲:۱۳ )

وزیر ارشاد در نشست رسانه‌ای اعلام کرد

کلنگ نمایشگاه کتاب تهران سرانجام به زمین می‌خورد

خبرگزاری فارس: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به زودی کلنگ ساخت نمایشگاه کتاب در مجتمع امام خمینی(ره) واقع در بزرگراه رسالت به زمین می‌خورد.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سید‌محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از بازدید از مصلی امام خمینی(ره) مکان برگزاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که صبح امروز(جمعه ۱۸ فروردین ۹۱) با همراهی «علی نیکزاد» وزیر راه و شهرسازی انجام داد، در جمع خبرنگاران حاضر و به سؤالات آنها پیرامون این نمایشگاه توضیح داد.

* بحث داغ محل نمایشگاه کتاب تهران: نمایشگاه کتاب به آن سوی محل فعلی منتقل می‌شود

وزیر ارشاد درباره محل دائمی نمایشگاه کتاب تصریح کرد: در این باره بحث‌های فراوانی مطرح بود مکان‌ها و گزینه‌های مختلفی پیشنهاد شد. البته شهرداری اقداماتی در کنار مرقد امام(شهرآفتاب) و باغ کتاب انجام داده بود، اما با اشاره به بررسی‌های مختلف مشاهده شد که باغ کتاب نیز تنها برای برپایی نمایشگاه‌های تخصصی جوابگوست و برای نمایشگاه بین‌المللی کافی نیست لذا مکان‌های مختلف را دیدیم. آخرین گزینه، مجتمع امام خمینی(ره) بود که به زودی کلنگ نمایشگاه در این جا به زمین زده خواهد شد.

حسینی ادامه داد: مهندس نیکزاد نیز اعلام آمادگی کرده تا در ساخت این مکان مشارکت کنند، چرا که این پروژه ماندگار خواهد شد حتی اگر در دولت دهم هم به پایان نرسید. مقدمات فراهم شده تا در این ایام شاهد این پروژه عظیم باشیم.

**********************************************************************************

اما واقعیت آن است که گزینه « مجتمع امام خمینی (ره)» پنج سال پیش مطرح شد ولی از آنجا که نه شهرداری مالک آن است و نه دولت، ( و برای کار دیگری در نظر گرفته شده است ) قابل پیگیری نبود! احتمالا کسانی که به مکاتبات گذشته معاونت فرهنگی در این زمینه دست یافته اند ( ولابد طبق معمول سعی کرده اند آن را از ابتکارات خود بشمرند!)، یا نتیجه ی پیگیری ها را ندیده اند و یا مصلحت ندانسته اند همه ماجرا را برای وزیر محترم ارشاد تعریف کنند!

 دور نیست که یک سال دیگر دست بر دست بگذاریم و سال دیگر، در آستانه نمایشگاه، گزینه ی جدیدی را مطرح کنیم؛ و نمایشگاه باز هم در مصلی و زیر چادر برگزار شود! یک سال مدت زیادی نیست، چشم هم زدنی گذشته است.

 

«  www. Mohsenparviz.ir » / ۹۱/۲/۱۳

انجمن قلم خواهان حضور نماینده‌ای آشنا به مباحث فرهنگی در مجلس است

خبرگزاری فارس/ محسن پرویز گفت:اشکالی که در مجلس در دوره‌های مختلف به چشم می‌خورد، این است که ما از برخی صنوف تقریبا نماینده‌ای در مجلس نداریم و فردی هم نیست که از آن حوزه سر درآورده و آشنای آن حوزه باشد، از جمله در بحث هنرمندان این اتفاق تکرار می شود.

محسن پرویز رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب‌‌ و ادبیات خبرگزاری فارس اظهار داشت: انجمن قلم مدتی پیش از انتخابات در واقع موضوعی را تحت عنوان «ناهمگن بودن نمایندگان مجلس» مطرح کرد.به گفته پرویز، اشکالی وجود دارد؛ قاعدتا باید در مجلس از همه صنوف حضور داشته باشند و حداقل نمایندگان گروه‌های مختلف و صنوف مختلف باید در مجلس باشند و یا حداقل افرادی که به مسایل مختلف کشور آشنا هستند، دست کم چند نماینده‌ در مجلس داشته‌ باشند.

این مقام مسؤول ابراز داشت: اشکالی که در مجلس در دوره‌های مختلف به چشم می‌خورد، این است که ما از برخی صنوف تقریبا نماینده‌ای در مجلس نداریم و فردی هم نیست که از آن حوزه کاملا سر درآورده و آشنای به مسائل جزئی آن حوزه باشد، از جمله در بحث هنرمندان این اشکال به چشم می خورد. برای رفع این نقیصه پیش از انتخابات هم انجمن قلم مکاتبه‌ای انجام داد، ولی اهتمام خوب و مطلوبی به این موضوع صورت نگرفت و تنها آقای حداد عادل در یک سخنرانی اشاره‌ای کردند به این که نباید مجلس از حضور هنرمندان خالی باشد؛ اما آن هم زمانی بود که فرصت ثبت نام برای کاندیداهای مجلس تمام شده بود و در بین نامزدها هم چهره‌های توانمند مقبول و شناخته شده ی حوزه‌های مرتبط با هنر را (مگر در حد استثناء ) نمی‌دیدیم.

پرویز تاکید کرد: در هیات مدیره انجمن قلم چندبار در باره ی این موضوعات صحبت کردیم و ضمن پرهیز از ورود به مسایل جزیی عرصه سیاست و این که انجمن تبدیل به مجموعه‌ای شود که صرفا یک گرایش سیاسی را (از بین افرادی که خود را به نوعی سرباز انقلاب و ولایت می‌دانند) دنبال کند و بخشی از یکی از این گرایشات بشود، بحث حمایت از چهره‌های مثبت و شاخصی که ممکن است در بین کاندیداها وجود داشته باشند و از اعضای انجمن باشند، مطرح شده بود.

رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم بیان کرد: در حال حاضر در میان نامزد‌های موجود که به دور دوم از تهران راه یافته‌اند، نام «مجتبی رحماندوست» وجود دارد که تعدادی از هنرمندان و اهالی قلم هم به صورت جداگانه از وی حمایت کرده‌اند.

وی ادامه داد: آقای دکتر رحماندوست از چهره‌هایی است که در دوره‌ای هم عضو هیات مدیره انجمن قلم بوده و تشخیص کلان دوستان این است که حضور ایشان در مجلس می‌تواند مفید باشد و شاید بخشی از نقصی که در حال حاضر در مجلس وجود دارد - که افراد هنرمند شناخته شده، مرتبط با حوزه قلم، هنر و کسانی که اهل هنر مکتوب هستند در بین نمایندگان دیده نمی‌شوند - در این فضا و این شرایط، به نظر می‌رسد که حضور آقای رحماندوست در مجلس می‌تواند تا حدودی آن خلا و جای خالی را پرکند؛ علی‌الخصوص که ایشان از جانبازان انقلاب بوده و به نوعی در دوران پس از انقلاب اعتقاد خود را به انقلاب اسلامی و خدمتگذاری برای مردم و پایبندی‌ خود را به ولایت و اصول اعلام شده از سوی مقام معظم رهبری ثابت کرده‌اند.

(خبرگزاری فارس/فرهنگی - کتاب و ادبیات/شماره : ۱۳۹۱۰۲۱۲۰۰۰۹۴۹/۹۱/۰۲/۱۲ - ۱۴:۴۰)

باز نشر در « www.mohsenparviz.ir  »: ۹۱/۲/۱۲

 

نمایشگاه کتاب/ ازشعار تا واقعیت!(۱)

| بدون نظر

به دو خبر زیر از خبرگزاری فارس (با فاصله دو هفته) توجه کنید! ظاهرا با نزدیک شدن به آغاز کار نمایشگاه، باید کم کم از شعار فاصله گرفت و به واقعیت تن در داد!

 

( خبر اول: هفده روز مانده به گشایش نمایشگاه کتاب/ خبرگزاری فارس- فرهنگی - کتاب و ادبیات/ شماره خبر: ۱۳۹۱۰۱۲۷۰۰۰۴۱۸/ ۹۱/۰۱/۲۷ - ۱۳:۱۵ )


مسئولان نمایشگاه کتاب اطمینان دادند: مقاومت سازه‌های موقت فضای باز نمایشگاه کتاب در برابر باران و طوفان

خبرگزاری فارس: با توجه به مشکلات برخی غرفه‌داران در سال گذشته، مسئولان بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اطمینان دادند که سازه‌های موقت فضای باز نمایشگاه کتاب در برابر باران و طوفان مقاوم هستند.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت فرهنگی این وزارتخانه تدابیری را برای نزول رحمت آسمانی اندیشیده اند از این رو کف غرفه‌ها آب‌بندی و سازه‌ها مقام‌سازی شده‌اند تا در صورت طوفان و بارش شدید باران هم مشکلی پوجود نیاید.

در این راستا خبرنگار فارس این موضوع را از قائم مقام نمایشگاه جویا شد که وی اطمینان داد با توجه به طراحی و برنامه‌ریزی انجام شده برای کف و دوره‌چینی سازه‌ها برای همه موارد برنامه‌ریزی خاص صورت گرفته است چرا که از سازه‌های بدون آبریز به داخل استفاده شده و مشکلی برای استحکام سازه‌ها در صورت طوفان و باران وجود نخواهد داشت.

*****

 

 

( خبر دوم: دو مانده به آغاز نمایشگاه/ خبرگزاری فارس- فرهنگی - کتاب و ادبیات/ شماره : ۱۳۹۱۰۲۱۱۰۰۰۵۶۷ /۹۱/۰۲/۱۱ - ۱۲:۲۳ )


ربع قرن نمایشگاه کتاب/ هشدار کمیته ناشران داخلی/ ناشران پیش‌بینی‌ جو ناپایدار اردیبهشت ماه را بکنند

خبرگزاری فارس: کمیته ناشران داخلی به شرکت‌کنندگان در سه بخش دانشگاهی، آموزشی و کودک ‌و نوجوان توصیه کرد تا پیش‌بینی‌های لازم را برای داشتن کف‌پوش در غرفه‌ها کرده تا کتاب‌ها آسیب نبینند.

به گزارش خبرگزاری فارس، با توجه به احتمال جوی ناپایدار در اردیبهشت‌ماه و در زمان برپایی برگزاری نمایشگاه کتاب، کمیته ناشران داخلی از متقاضیان خواست امکانات لازم را برای جلوگیری از خسارت احتمالی جوی همراه داشته باشند.

کمیته ناشران داخلی در چهار بخش تخصصی ناشران عمومی، دانشگاهی، آموزشی و کودک‌ و نوجوان فعالیت می‌کند که از این میان ناشران دانشگاهی، آموزشی و کودک‌ونوجوان در محوطه مصلی حضرت امام خمینی (ره) مستقر می‌شوند. از همین رو کمیته ناشران داخلی از شرکت‌کنندگان در این سه بخش خواست پیش‌بینی لازم را برای کف‌پوش غرفه‌های خود داشته باشند تا کتاب‌ها آسیب نبینند.سال‌های گذشته با وجود این که ارائه این امکانات از وظایف نمایشگاه نبوده، پشتیبانی این رویداد فرهنگی «پالت چوبی» برای کف‌‌پوش غرفه‌ها در اختیار ناشران می‌گذاشته است. اما کمیته ناشران داخلی از متقاضیان خواست امسال با توجه به این که «پالت چوبی» در انبار اغلب ناشران موجود است، این امکانات را همراه خود داشته باشند. 

 

«  www. Mohsenparviz.ir » / ۹۱/۲/۱۱

 

بی توجهی به کتاب های کتابخانه ملی تعمدی است

| بدون نظر

بی‌توجهی به کتاب های کتابخانه ملی با توجه به ویژگی خاص اینگونه تخریب میراث مکتوب کشور و وجه تفاوت آن نسبت به وقایع مشابهی که در سایر کتابخانه های عمومی کشور و جهان رخ می دهد، تعمدی است.

محسن پرویز سخنگوی انجمن ادبی قلم در گفتگو با خبرنگار حوزه ادب باشگاه خبرنگاران با اشاره به تعمدی بودن نوع تخریب کتاب های محفوظ در کتابخانه ملی افزود: تخریب کتاب در تمامی کتابخانه ها و به دلیل بی احتیاطی مخاطبان دیده می‌شود اما تخریب کتاب های کتابخانه ملی ایران با توجه به شدت قابل مشاهده، تعمدی به نظر می رسد.

وی به انتشار خبر تخریب کتاب های کتابخانه ملی بریتانیا در گذشته نه چندان دور اشاره کرده و افزود: برای جلوگیری از این شدت تخریب کتاب در کتابخانه های ایران نیازمند اصلاح فرهنگ کتاب و کتابخوانی در داخل کشور هستیم.

سخنگوی انجمن ادبی قلم خاطرنشان کرد: کتاب های کتابخانه ملی به مثابه سرمایه ملی ما بوده و هرگونه تخریب آن ها لطمه ای به سرمایه های ملی کشور است.



بازنشر در www.mohsenparviz.ir
۱۳۹۱/۰۲/۱۰

نظر های اخیر

  • یک دوستدار نمایشگاه : باسلام. دوست عزیز کار نمایشگاه خرابتر از این حرفهاست. بیخیال ادامه
  • صادق : با عرض سلام یک بسته کاغذ از بهترین مارک از ادامه
  • دانشجو : ممنون از لطف بسیار شما. ایام به کام ادامه
  • دانشجو : با سلام و تشکر از استاد گرامی. لطفا اسلاید های ادامه
  • محمد منفرد : سلام حدود یک ماه و نیم پیش چند بسته کاغذ ادامه
  • دانشجو : اسلایدای جلسه ششم رو هم میشه لطف کنید بذارید متشکرم ادامه
  • دانشجو : باتشکر از محضر استاد اگر امکان دارد اسلاید باقی جلسات ادامه
  • دانشجو : استاد تعدادی از اسلایدهایی که سر کلاس نشان دادید دراین ادامه
  • یه دانشجوی دیگه! : با تشکر از شما استاد گرامی ادامه
  • نامشخص : با سلام. خدا الهی آقای دری را خیر بدهد که ادامه
             
   

دیگران نوشته‌اند